خرید بک لینک

زندگی چیست و چگونه زندگی باید کرد...

میتوانم بگویم که سبک زندگی، روش های متفاوت زندگی را نشان می دهد مثل. تفاوت بین زندگی شهری و زندگی روستایی. این اصطلاح همچنین می تواند مقایسة شیوه های زندگی درمیان گروه های متفاوت را در جامعه نشان دهد مثل: جوان، بیکار، منحرف. اصطلاح سبک زندگی به معنای طرز زندگی نیز مفهوم سازی شده است. طرز زندگی، معمولاً از طریق ارزش ها و روش های مصرف شناخته میشود که ناشی از تمایز فزاینده جوامع سرمایه داری پیشرفته است.

هر فرد بر حسب نقش هایی که در روابط اجتماعی برعهده دارد، موقعیت هایی را به دست می آورد، به عبارتی ، هر فرد به اندازة نقشی که در تولید اجتماعی دارد از ثروت اجتماعی ـ اعم از اموختن ، تجربه ، مهارت ، اطلاعات و دانش ـ برخوردار می شود. موقعیت های همانند، سهم های کما بیش مشابهی از ثروت اجتماعی می برند. این برخورداری از سرمایه اجتماعی به فرد توانایی برخورداری از طرز زندگی یا سبک زندگی خاصی را می دهد.

هر فرد برای زندگی کردن در دنیای مادی، دانسته یا ندانسته، به اجبار یا از روی اختیار، از قوانینی پیروی میکند. در هر منطقه و کشوری و در هر دوره زمانی، این قوانین تغییر کرده و به شکل های مختلفی ظهور میکنند؛ اما چیزی که قطعی است، وجود چنین قوانینی است. شاید کسی با خود بگوید که «من آزادی دارم و هر کاری که بخواهم میکنم و زیربار هیچ قانونی نیستم اشتباه میکند»؛ اما متوجه این موضوع نیست که در آزادی خود نیز به واسطه آنکه دارای احساسات و عقل است، از نگرشی خاص در زندگی روزمره اش بهره می گیرد.

درست است که او دارای آزادی عمل است؛ اما او دارای حسّ تنفر است؛ پس خیلی کارها را نمیکند، او دارای حس محبت است؛ پس خیلی کارها و رفتارها را انجام میدهد. هر فردی که در حال زندگی کردن زندگی است، از مجموعه ای دستورالعمل ها پیروی می کند که می توان آنها را سبک زندگی نامید. پس بنابراین نگرش شما به زندگی، سبک زندگی خودی شما است.

بیانگر این است، به این معنا که افراد و گروه ها از طریق رفتارهای نظام یافته و جهت دار، خود را به دیگران معرفی می کنند و با چگونگی معرفی خود به خودشان و دیگران، هویت و تشخص می یابند. توانایی بیانگری خود از طریق نوع رفتارها، از یک سو، به امکانات مالی (میزان برخورداری از فرصت های زندگی)، و از سوی دیگر، به دانش و مهارت فرد در بیان خود (چگونگی بهره برداری از فرصت های زندگی) بیشتر بستگی دارد.

انتخابی است به این معنا که افراد و گروه ها از میان راه های مختلفی که برای بیان خود پیش رو دارند، آگاهانه و ماهرانه، یا برعکس ، یک راه را انتخاب می کنند . بنابرین ادعای داشتن سبک زندگی به وجود راه های مختلف در پیش روی فرد و گزینش آزادانه یک راه از آن میان بستگی دارد. هرچه گزینه های پیش روی فرد برای انتخاب بیشتر باشد نشان دهنده بازتر بودن ساختار اجتماعی، پویائی سیاست های توزیع فرصت های اجتماعی و آزادتر بودن فرد از قیدها و موانع بیرونی و درونی است.

در جامعه شناسی سبک زندگی، بر کلیت و انسجام، به عنوان یکی دیگر از ویژگی های آن نام می برند، زیرا در غیر این صورت نمی توان سبک زندگی را مجموعه ای از الگوها رفتاری دانست. زندگی مانند بازی فوتبال غیر قابل پیش بینی است. دلیل زیبایی و جذابیت هر دو هم درهمین است. اگر كسی فكر كند دیگران از او بهتر هستند و اوهیچ توانایی و استعدادی ندارد می تواند در زندگی موفق شود؟ آیا كسی كه وقتی در كاری شكست می خورد، خود را سرزنش می كند و خود را آدم بی استعداد و بیعرضه ای می داند، ولی من میگویم که انسان میتواند برای رسیدن به آرزوها و اهدافش تلاش كند و زندگی موفق و شادی را برای خود بسازد این همه امکان دارد همه چیز بستگی به تعهد و تلاش انسان بستگی دارد اگر زندگی هدفمند وهوشمندی داشته باشیم.

فاصله بین غم و شادی، بین زشتی و زیبایی، خوبی و بدی؛ شب و روز، مرگ وزندگی و فاصله بین آسمان و زمین آنقدر کم است که اصلا نمیشود فاصله معینی را برایآنها متصور شد. بسیاری از مردم فکر میکنند که فاصله بین آسمان و زمین خیلی زیاداست، در صورتی که این زمین در آسمان شناور است و وقتی جسمی در چیزی شناور باشد دیگرنمیتوان فاصله ای بین آنها در نظر گرفت.

ما انسانها در لحظه خوشحالیم درحالیکه شاید در یک لحظه ای بعد غم سیل اشکمان جاری شود. در لحظه ای که فکر میکنیم به هدف نزدیک میشویم ناگهان خود را دورتر از همیشه میبینیم. پس باید به دنبال حقیقت بود حقیقت زندگی را باید دید و پذیرفت دراین صورت از تمام امکانات هستی برای درک بهتر و برای ساختن یک زندگی صحیح استفاده نمایم، با وجود تمام خوشی ها و غم هایش.

بیاید طوری زندگی کنیم که هرگز نمیریم سعی کنیم نوعی زندگی خود را اداره کنیم که مرگ هیچ گاه نتواند مارا غافل گیرکند واین تنها زمانی ممکن است که در هر شب از این حیات باقی مانده خویش حساب اعمال و رفتار روزانه خود را نما ییم ودر روز تمام تلاش خود را در پیمودن این راه بر اساس دستورات انسانی واصول انسانیت که خواسته تمام انسانها است قدم برداریم.

ما باید بدارنیم که همه چیز گذرا و بی ارزش و البته فریبنده است. فقط وجود تان، ارزشمند است. فقط این وجود است که می تواند جاویدان شود. عشق و پاکی و احساس ارزشمند آن زیباست، وجاویدان. تمام نیکی ها واحساسات پاک را در وجود خود جستجو کنید. همه چیز درجسم جان شماست ولی تمام توجه و امید تان به بیرون است. در پی رشد وجود تان باشید، زندگی وتمام زیبایی ها و لذت هایش نباید مستتان و کور تان کند که به هم نوعان خود ضرر برسانید. اگر چنین است پس بیدارشوید...؟؟؟

انسان است كه دیگر مرزی برای تمایزقایل نیست. سیاه یا سفید، قشلاقی و یا شهری، مجاهد یا روشنفکر، هزاره یا تاجک، ازبک یا پشتون چون انسانیت مرزی نمی شناسد چرا كه او بیش از هرچیز دنباله ای انسانیت است و بس. در اخیر میخواهم بگویم که زندگی گره ای نیست که در جستجوی گشودن آن باشیم، زندگی واقعیت است که باید آن را تجربه نمایم ولی چه خوب است که با هم انسانی زندگی کنیم... انسانم ارزوست....

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۸/۱۸ساعت ۱۲:۵۳ ب.ظ&nbsp توسط نــجیـب الله ( جویــــا ) |

برچسب: نویسنده: باران قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 18 آبان 1396 ساعت: 14:36

صفحه بندی